آشنايي با ارزشيابي توصيفي به عنوان رويكردي نوين در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
مقدمه:
با عنايت به اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي به عنوان رويكردي نوين در زمينه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در تمامي استان هاي كشور ( مجموعا 200 كلاس ابتدايي ) و ضرورت آشنايي با آن ، طرح مذكور در قالب موضوع فوق توضيح داده مي شود.
جهت تبيين هر چه بهتر طرح ارزشيابي توصيفي ، از كتابي با همين عنوان تاليف دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي در قسمت هاي مختلف استفاده شده است .
چرايي طرح :
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يكي از عناصر مهم و اساسي برنامه هاي درسي و نظام هاي آموزش و پرورش جهان محسوب مي شود . لذا با عنايت به اهميت اين عنصر در روند فعاليت ياددهي – يادگيري ، ارائه شيوه هاي نوين در اين زمينه و ارتقا سطح دانش معلمان و ساير دست اندركاران تعليم و تربيت ، ضرورتي اجتناب ناپذير مي باشد .
از طرفي رويكرد يكسان موجود براي ارزشيابي تحصيلي از سال 1303 تاكنون ، به صورت امتحان كتبي – شفاهي نمود پيدا كرده و در اين رابطه ملاك ثابت ( 20-0 ) همواره پايدار بوده است .
در اكثر كشورهاي جهان نيز ، توجه به ابعاد شخصيت فراگير ذهن علماي تعليم و تربيت را به استفاده از شيوه هاي نوين ارزشيابي سوق داده است و تجارب موفقي در اين زمينه موجود مي باشد .
تعريف :
به استناد تعريفي كه توسط دكتر حسني و همكاران ايشان از ارزشيابي توصيفي شده است ، به مصداق ذيل دست پيدا مي نماييم :
)به كارگيري مقياس مقوله اي رتبه اي ، به جاي مقياس فاصله اي ( 20-0 ) و به كارگيري كارنامه ي توصيفي و ابزارهايي براي سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان متناسب با مقياس مورد نظر (
اهداف:
بهبود كيفيت فرآيند ياددهي – يادگيري :
۱-سوق دادن توجه و جهت گيري روند ياددهي – يادگيري از محفوظات و انباشت ذهن دانش آموزان و بيان آن از طريق نمره و عدد به يادگيري عميق ، ماندگار و يادگيري كاربردي و توصيف آن به كمك روش هاي متنوع كيفي
2- فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف فرهنگ بيست گرايي :
وجود فرهنگ بيست گرايي در جامعه كه حتي به قشر فرهنگيان نيز رسوخ كرده ، تبعات ويژه اي را به همراه خود يدك مي كشد .
در اين رابطه طرح ارزشيابي توصيفي تلاش نموده است اين باور را در جامعه تقويت نمايد و در پرتو آن براي فرهنگ بيست گرايي بكوشد كه :
)بهره كودك از فرصت يادگيري مهم است و آن كه مشخص گردد در چه وضعيتي قرار دارد نه صرفا كسب نمره آن هم از نوع بيست آن (
3- تاكيد بر اهداف آموزش و پرورش از طريق توجه به فرآيند يادگيري به جاي تاكيد بر محتوا
به راستي در شيوه هاي سنتي چه اندازه در راستاي تحقق اهداف آموزش و پرورش تاكيد مي شود و چه اندازه انتظارات مورد نظر قابل دسترسي مي باشد ؟
طرح نوين ، اهداف و انتظارات سيستم آموزشي را از معلم و فراگير مورد توجه قرار داده ، اذهان
دست اندركاران را به تحقق واقعي و ملموس اهداف و انتظارات معطوف مي دارد .
4- فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف حاكميت مطلق امتحانات پاياني در تعيين سرنوشت تحصيلي :
در راستاي تحقق واقعي طرح ، از طريق برجسته شدن رويكرد ارزشيابي تكويني در زمينه كاهش اعتبار امتحانات پاياني تلاش مستمر صورت مي پذيرد و وضعيت كنوني امتحانات كه به منزله ي هدف تلقي شده در جهت روشن شدن درس خواندن براي فهميدن است نه فقط براي امتحان دادن كوشش مي گردد .
5- افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي – يادگيري با كاهش اعتبار نمره :
آيا تاكنون به اين امر دقت نموده ايد كه ارزش و اقتداري كه براي نمره و كسب نمرات و معدل بالاتر و بهتر ترسيم شده ، در اغلب اوقات استرس و فشار رواني خاصي را براي فراگيران به همراه داشته است .
متاسفانه افزايش بار اين استرس در دوره هاي پايين تر به وضوح بيشتري مشاهده مي گردد . چرا كه فشارهاي بيروني ناشي از معلمان ، والدين و ... كه ايجاد مي شود بعد مساله را داراي وجه حادتري مي سازد .
همه ي اين استرس ها ، محيط يادگيري را به محيطي پر اضطراب و دلهره و نگراني مبدل مي سازد .
در طرح ارزشيابي توصيفي به دليل عدم وجود نمرات رايج ، رقابت هاي ناسالم فراگيران براي كسب نمرات بالاتر ، در سايه رقابت هاي گروهي ، در راستاي افزايش بهداشت رواني محيط يادگيري تلاش مي شود .
ضرورت ها :
الف – وجود پديده كودك آزاري در اثر توجه بيش از حد به نمره
يقينا واقعه اي كه براي دانش آموز كرجي پيش آمد و اذهان همه را متاثر نمود به ياد داريد . اكنون تهديد و تنبيه كودكان كه همه مصاديق كودك آزاري هستند به دليل كسب نمرات پايين توسط معلمان در كلاس و والدين در منزل رايج شده است .
ب- تعويض نقش امتحان از جايگاه واقعي آن به گرفتن نقش هدف بودن
بر هيچكس پوشيده نيست كه ارزشيابي عنصر مهمي از يك نظام برنامه درسي و برنامه ي ياددهي – يادگيري است و نقش واقعي آن تعيين ميزان دسترسي به اهداف ، مشكلات و ضعف هاي فرآيند يادگيري مي باشد نه آن كه به عنوان هدف مورد استفاده قرار گيرد .
ارزشيابي به مفهوم واقعي آن ، ابزاري است براي جمع آوري اطلاعات در خصوص كم و كيف فعاليت هاي ياددهي – يادگيري ، نه اين كه خود هدف و غايت فعاليت ياددهي – يادگيري باشد .
ج- ناكارآمدي مقياس هاي كمي براي ارزيابي تغييرات كيفي شخصيت فراگير
ترسيم تحولات شخصيتي و رواني فراگير با استفاده از مقياس هاي كمي رايج در ارزشيابي هاي كنوني قابل دسترس و امكان پذير نمي باشد .
د- بي توجهي به ساير ابعاد شخصيت فراگير
اگر تصور شود ، انباشتن ذهن دانش آموز از محفوظات توجه كامل به وي مي باشد .، به خطا رفته ايم و راهي عبث پيموده ايم .
كودك كه در قالب فراگير در سيستم آموزشي ما قرار دارد بايد به عنوان يك وجود يكپارچه و داراي ابعاد مختلف شخصيتي ( عقلاني، عاطفي، جسماني، اجتماعي و...) مورد عنايت قرار گيرد .
در ارزشيابي هاي كنوني جهان ، توجه به اين مساله در راس ساير امور قرار گرفته است .
ه- تجربه ساير كشورها :
اخيرا مطالعاتي وسيع در زمينه ي نحوه آموزش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در ساير كشورها به خصوص
كره جنوبي ، زلاند نو ، فرانسه ، آلمان ، انگلستان ، سوئد و ... صورت گرفته كه برآورد اين مطالعات را مي توان به صورت ذيل اشاره نمود :
استفاده از گزارشات توصيفي با استفاده از عبارت هاي توصيفي به صورت مشروح از عملكرد دانش آموز در هر درس يا هسته درسي بر اساس اهداف يا شاخص هاي ديگر .
مباني و اصول طرح
1- توجه همه جانبه و فراگير به ابعاد مختلف شخصيت دانش آموزان
2- عنايت به فرآيند گرايي ( توجه به فرآيند رشد و پيشرفت دانش آموز (
3- توجه به بازخورد مثبت و صادقانه
4- كثرت گرايي روش در جمع آوري اطلاعات از دانش آموز
5- توجه به انتظارات واقعي از دانش آموز
6- تلفيق رويكردهاي مختلف ارزشيابي
هر يك از اصول ياد شده را مي توان به صورت مبسوط توضيح داد لكن جهت پرهيز از اطاله كلام تنها به ذكر آن ها بسنده شد .
روش ها و راهكارهاي طرح
الف- ارزشيابي تكويني
ب- ارزشيابي عملكرد
ج- ابزارهاي جمع آوري اطلاعات{ برگ ثبت گزارش توصيفي و پوشه كار{
د- كارنامه توصيفي
شايان ذكر است در كارنامه ي توصيفي كه هم اكنون به صورت دستي و نيز مكانيزه قابل دسترس مي باشد ، معلم براي تحقق انتظارات در 4 طيف ذيل ، داوري مي نمايد :
- كاملا تحقق يافته ( بالاتر از حد انتظار )
- تحقق يافته ( در حد انتظار (
- نسبتا تحقق يافته ( نزديك به حد انتظار(
- نيازمند تلاش بيشتر .
از ديدگاه نظريه پردازان طرح ، موانع و مشكلات موجود در اين ارتباط به دو قسم قابل اشاره اند :
الف – درون سيستمي {1- رويكردهاي سنتي ارزشيابي 2- نگرش منفي معلمان نسبت به نوآوري و تحول 3- عدم وجود رويكردهاي ياددهي – يادگيري متناسب با الگوي ارزشيابي تحصيلي
4- ناهماهنگي درون سازماني بين اجزا موثر برنامه ريزي درسي 5- بي انگيزه بودن معلمان
6- پايين بودن استانداردهاي آموزشي در بسياري ازمدارس كشور 7- پايين بودن سطح دانش اكثر معلمان ابتدايي
ب- برون سيستمي { 1- عدم وجود منابع و ادبيات مناسب در مورد رويكردهاي ارزشيابي جديد 2- نگرش منفي والدين نسبت به تغيير و نوآوري 3- پايين بودن ميزان همكاري رسانه اي قدرتمند براي اشاعه درست طرح{
آينده طرح :
بر اساس سياست ترسيم شده براي طرح ، پژوهشكده تعليم و تربيت موظف است نتايج حاصل از اجراي پيش آزمايشي و آزمايشي طرح را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهد و نتايج به دست آمده را طي گزارش جامعي به شوراي عالي آموزش و پرورش ارائه دهد تا تصميم نهايي اتخاذگردد .
كلام آخر
در مجموعه تدوين شده بر اساس نظرخواهي به عمل آمده از معاون محترم آموزش و پرورش عمومي ، رييس گروه ابتدايي ، كارشناس مسوول سنجش و ارزشيابي تحصيلي و تربيتي ، ناظر علمي طرح ، مديران و معلمان مجري و والدين دانش آموزان توسط پرسش نامه هاي جداگانه ، به نحوي كامل محاسن طرح و معايب طرح مورد نقادي قرار گرفته و در پي آن پيشنهادهايي براي اجراي بهتر طرح عنوان گرديده كه در ذيل به صورت مختصر اشاراتي خواهيم داشت :
الف – محاسن طرح :
كاهش اضطراب فراگيران
ايجاد رقابت هاي سالم بين فراگيران
افزايش حس اعتماد به نفس در دانش آموزان
پرورش روحيه همكاري در بين دانش آموزان
يادگيري توام با لذت و آرامش خاطر در دانش آموزان
مشخص شدن نقاط قوت و ضعف عملكرد فراگيران در تمامي ابعاد
توجه خاص بر روي نقاط مثبت فراگيران
ب- معايب طرح :
وقت گير بودن فعاليت هاي نوشتاري معلم
كمبود امكانات و تجهيزات مورد نياز طرح
عدم همخواني محتواي كتب درسي با اهداف طرح
آموزش ناكافي معلمان در زمينه هاي مرتبط با طرح
كمبود امكانات مطالعاتي در خصوص طرح
كمبود فضاي فيزيكي به خصوص در مدارس پر جمعيت
ج- پيشنهادها :
تدوين آيين نامه منسجم ، جامع و قابل فهم و اجرا براي طرح
استاندارد نمودن فضاهاي آموزشي
افزايش دانش تخصصي معلمان
بهبود مهارت هاي تدريس و بهره گيري از فن آوري هاي ارتباطي
تهيه كتب آموزشي مورد نياز معلمان
تخصيص بودجه لازم براي اجراي طرح
فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي جلب مشاركت و همكاري اوليا
بستر سازي فرهنگي از طريق رسانه ها
تعميم طرح به پايه هاي بالاتر
فراهم آوردن زمينه هاي تبادل نظر بين مجريان طرح

