جمهوري اسلامي ايران با مساحت 195 / 648 /1 كيلومتر مربع در نيمكره شمال شرقي و در جنوب آسيا و منطقه خاورميانه واقع شده است. اين كشوراز شمال با تركمنستان ، آذربايجان ، ارمنستان و درياي خزر ، از جنوب با خليج فارس ، درياي عمان ، از غرب با عراق و تركيه و از شرق با پاكستان و افغانستان همسايه است.كشور ايران به 28 استان تقسيم گرديده و اين در حاليست كه تعداد كل استانها در سال 1990 بر24 استان بالغ مي گرديد.طي سال 1993 استان اردبيل،طي سال 1995 استان قم ، طي سال 1996 استان قزوين و طي سال 1997 استان گلستان به ترتيب از استانهاي آذربايجان شرقي تهران ، زنجان و مازندران تفكيك شده و مستقل گرديدند.
طبق سرشماري 1996، جمعيت ايران بر60 ميليون بالغ مي گردد كه از اين ميزان
24 /50 درصد جمعيت متعلق به زنان و 76 / 49 درصد متعلق به مردان مي باشد. گفتني است كه31 / 61 جمعيت در محيط هاي شهري و69 /38 در محيطهاي روستايي ساكن مي باشند. نرخ رشد جمعيت طي دو دهه گذشته تا حد زيادي متفاوت بوده است. طي دهه 1976 تا 1986 اين نرخ بر 2 / 3 درصد بالغ گرديد. اين در حاليست كه با رشد جمعيت نرخ مذكور به عنوان مانعي جهت پيشرفتهاي اجتماعي و توسعه پايدار مورد توجه قرار گرفته و تلاشهايي در جهت كاهش آن اعمال گرديد. به نحوي كه بنا بر داد ه هاي موجود نرخ فوق به 5 / 1 درصد در مناطق شهري و 2 درصد در مناطق روستايي كاهش يافت و از اين روي متوسط نرخ رشد جمعيت طي سال 1998 بر 47 / 1 درصد بالغ گرديد. بيش از نيمي از جمعيت كشور بين رده هاي سني 64- 15 و 5 / 39 درصدكل جمعيت زير رده سني 14 قرار دارند.از اين روي كشور ايران از لحاظ تركيب سني در زمره جوانترين كشورهاي جهان قرار دارد.
ساختارنظام آموزشي
آموزش پيش دبستاني :كه مشتمل بر دوره آموزش اختياري 1ساله ويژه كودكان رده سني 5 سال با هدف آمادگي كودكان جهت ورود به مراكز آموزش ابتدايي مي باشد.
آموزش ابتدايي : مشتمل بردوره آموزشي 5 ساله ويژه كودكان رده هاي سني 6 تا 11 سال مي باشد.
آموزش راهنمايي : مشتمل بردوره آموزشي3 ساله ويژه دانش آموزان رده هاي سني14-11سال مي باشد.
آموزش متوسطه: مشتمل بردوره آموزشي 3 ساله بوده و به 3 شاخه نظري ، فني حرفه اي و مهارتي (كاردانش ) تقسيم مي گردد.
شاخه نظري : آندسته ازدانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن 96 واحد آموزشي تا زمان اخذ گواهينامه آموزش متوسطه در يكي از 3 رشته ادبيات و علوم انساني، رياضي و فيزيك و علوم تجربي مي باشند.
شاخه فني و حرفه اي :آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند در يكي از گرو ه هاي آموزشي صنايع،كشاورزي ،خدمات برق ، مواد ،صنايع كشتيراني، كشاورزي، هنر ، مديريت ، اقتصاد داخلي ، مالي و اداري آموزش ديده و در پايان دوره آموزشي 3 ساله و پس از گذراندن 96 واحد آموزشي به كسب مهارتهاي لازم جهت احراز شغل مناسب و گواهينامه آموزش فني و حرفه اي نائل مي آيند.
شاخه مهارتي ( كاردانش ) : آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن 49 واحد عمومي جهت اتخاذ مدرك كلاس اول مي باشند. پس از گذراندن 96 واحد درسي گواهينامه مهارتهاي تحصيلي به فارغ التحصيلان اعطاء ميگردد. هدف دوره آموزشي مذكور آموزش وتربيت نيروي كاري ماهر و نيمه ماهر در حوزه هاي خدمات و كشاورزي است.
دوره پيش دانشگاهي : دوره آموزش پيش دانشگاهي دوره آموزشي 1 ساله ويژه آندسته از دانش آموزاني است كه به اتمام مقطع آموزش متوسطه نائل آمده و قصد ورود به دانشگاه ها يا ساير موسسات آموزش عالي را دارند
نهادهاي مركزي آموزش رسمي
در جمهوري اسلامي ايران مسئوليت اداره ونظارت بر امور آموزشي و پرورشي كشور بر عهده 3 وزارتخانه ذيل ميباشد:
1. وزارت آموزش و پرورش كه مسئوليت آموزش پيش دبستاني ، ابتدايي ، راهنمايي، آموزش متوسطه و بزرگسالان را عهده دار مي باشد.
2. وزارت فرهنگ و آموزش عالي كه مسئوليت اداره و رسيدگي برامور آموزش عالي و تحصيلات دانشگاهي را عهده دار مي باشد.
3. وزارت بهداشت و آموزش پزشكي كه مسئوليت اداره و نظارت بر آموزش عالي پزشكي را عهده دار مي باشد
تاريخچه آموزش پيش دبستاني
تاريخچه آموزش پيش دبستاني در ايران به 80 سال پيش باز مي گردد.
در سال 1298 مسيونر هاي مذهبي و اقليت هاي ديني به احداث كودكستان ها و مراكز آموزش پيش دبستاني درتهران مبادرت نمودند .در همان اثنا زنده ياد جبار باغچهبان در سال 1303 به احداث باغچه اطفال در شهرستان تبريز مبادرت نموده و چند سال بعد در سال 1307 كودكستان ديگري در شهرستان شيراز داير نمود. گفتني است كه در آن اثنا تنها از كودكان خانواده هاي مرفه و كارمندان عالي رتبه ادارات در اين مراكز ثبت نام به عمل مي آمد . استقبال اين خانواده ها از عملكرد مراكز آموزش پيش دبستاني (كودكستان ها( سبب گرديدكه طي مدت زمان كوتاهي در تهران وچندين شهر بزرگ ديگر كشور، كودكستان هايي توسط بخش خصوصي داير گردد .از جمله مهمترين برنامه هاي اين مراكز مي توان به بازي هاي مرسوم ، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن ، نقاشي و بازي با عروسك و اشكال هندسي اشاره نمود.در سال 1303 شوراي عالي فرهنگ ،به تصويب انحصاري آيين نامه احداث مراكز آموزش پيش دبستاني در شهرستان تهران و درسال 1304به تصويب اين آيين نامه براي ساير شهرهاي كشور مبادرت نمود.نخستين امتياز تاسيس كودكستان توسط وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال 1310 صادر گرديد.از اين روي سال1310 آغاز فصل جديدي در تاريخ آموزش پيش دبستاني ايران محسوب مي گردد.نخستين آيين نامه ويژه كودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درسال 1312 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. در ماده اول اين آيين نامه ، سن كودكان جهت پذيرش در كودكستانها 4 تا 7 سال قيد شده بود. اين در حاليست كه درسال 1335 ، آيين نامه جديدي جهت اداره كودكستانها به تصويب رسيد كه طي آن سن كودكان ، 3 تا 6 سال تعيين شده بود. در سال1334 ، اداره مستقلي جهت رسيدگي و نظارت بر امور كودكستان ها تحت نظارت وزارت فرهنگ تاسيس گرديد. در سال1340 ، اداره امور كودكستانهاي كشور منحل شده و وظايف مربوطه به اداره كل تعليمات ابتدائي محول گرديد. در آن اثنا دولت به تلاش هايي درجهت احداث كودكستان هاي دولتي مبادرت نموده و با احداث كودكستانها در شهرهاي سراسركشور،كودكان خانواده هاي طبقه متوسط را تحت پوشش خود قرار داد. تا سال 1322 در سراسر كشور تنها تعداد 7 كودكستان وجود داشت و اين در حاليست كه طي سال1331 به 74 و طي سال 51 13 به 431 مركز بالغ گرديد. در همان اثنا تلاش هايي درجهت تربيت مربيان مراكز پيش دبستاني نيز آغاز گرديد. درسال 1336 ، آموزشگاه هاي كودكياري آغاز به فعاليت نمودند . اولين اساسنامه و برنامه درسي اين آموزشگاهها طي سال 1345 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. چندسال بعد تدريس رشته كودكياري يا آموزش و پرورش پيش ازدبستان در برخي دانشكده هاي علوم تربيتي من جمله مدرسه عالي شميرانات و دانشگاه ابوريحان آغاز گرديد.
درسال1350 ، اداره كل تعليمات ابتدايي به دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي تغيير نام داده و واحد كودكستان هاي اين اداره، عهده دارمسئـوليت طرح و برنامه ريزي آموزش و پرورش پيش دبستاني گرديد. درسال1354، با توجه به توسعه كودكستانها و تربيت مربيان كودك، دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي به دفتر آموزش كودكستاني و ابتدايي تغيير نام داده و بالاخره درسال 1359 در اداره كل و سپس در دفتر آموزش عمومي ادغام گرديد . طبق آخرين آيين نامه كودكستانها كه در سال 1349به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد، تشكيل كلاسهاي آمادگي ضميمه آموزش ابتدايي گرديده و سن كودكان كودكستاني 3 تا 6 سال تعيين گرديد. درسال 1353 ، وزارت آموزش و پرورش طبق انتشار بخشنامه اي به اعمال اصلاحاتي در آيين نامه مذكور مبادرت نمود. مطابق اين تغييرات تنها آندسته از كودكاني كه از سن 5 سال تمام برخوردار بودند از حق ثبت نام دركلاسهاي آمادگي بهره مند گرديدند.
درگذشته امتياز تاسيس مهدهاي كودك ويژه كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال به وزارت آموزش و پرورش و مجوز تاسيس مراكز مراقبتي كودكان زير رده سني3 سال به اتاق اصناف واگذار گرديد. ازسال1354، سازمانهاي دولتي موظف به تاسيس مهدهاي كودك شده و ضوابط آنها از سوي سازمان زنان تنظيم گرديد. درسال1356، در بودجه كل سازمانهاي دولتي، بودجه لازم جهت احداث مهدهاي كودك ويژه فرزندان زنان كارمند پيش بيني شده و سازمان زنان مسئوليت تشكيل و نظارت بر آنها را عهده دار گرديد. پس از انقلاب اسلامي ، بر اساس تصميم گيري هيات وزيران، با انحلال سازمان زنان ، سازمان ملي رفاه خانواده، سازمان تربيتي شهرداري تهران و انجمن ملي حمايت از كودكان، اجازه تاسيس مهدهاي كودك به وزارت بهداري و بهزيستي و سپس به سازمان بهزيستي محول گرديد. درحال حاضر صدور مجوز و نظارت بركليه مهدهاي كودك دولتي و خصوصي بر عهده سازمان بهزيستي كشور است. ازسال 1372 كليه كلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي به علت كمبود جا منحل گرديد.گفتني است كه اين كلاسها 30 سال پيش درسال1349 و با تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش تشكيل شده بود . ازجمله انواع مهدهاي كودك كه درحال حاضر درسراسركشور فعاليت دارند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
ــ مهدهاي كودك خصوصي كه توسط بخش خصوصي احداث گرديده اند.
ــ مهدهاي كودك خود محوركه وابسته به موسسات دولتي بوده و با كمك هزينه هاي دولتي و والدين كودكان اداره ميگردند.
ــ مهدهاي كودك كارگري كه متعلق به كارخانجات بوده و تحت پوشش وزارت كار فعاليت دارند.
ــ مهدهاي كودك ادارات آموزش و پرورش كه به ثبت نام از فرزندان زنان شاغل درآموزش و پرورش مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي حمايتي سازمان بهزيستي كه به ثبت نام از كودكان تحت پوشش بهزيستي و درصدي از افراد عادي مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي روستايي كه به ثبت نام از كودكان روستايي مبادرت مي نمايند.
تاريخچه فوق بيانگر اين واقعيت است كه سهم دولت در تاسيس مهدهاي كودك بسيار ناچيز بوده و عمدتا به تنظيم آيين نامه ها و اعطاي مجوزهاي قانوني محدود بوده است به نحويكه پس از تشكيل اولين مهدهاي كودك ، وزارت آموزش و پرورش به تاسيس مهدهاي كودك دولتي پس از 42 سال مبادرت نمود. درحال حاضر براي كودكان زنان غير شاغل مهد كودك دولتي وجود نداشته وكلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي نيز از سال 1372 منحل گرديده است. علاوه بر اين تعداد فارغ التحصيلان رشته كودكياري با توجه به نياز مهدهاي كودك ، بسيار اندك بوده و دوره هاي باز آموزي بهزيستي ويژه مربيان و مديران ، چه از لحاظ مدت زمان و چه از لحاظ تعداد نفرات تحت پوشش هر دوره آموزشي، جوابگوي نياز مهدهاي كودك نمي باشد. . بعنوان مثال از سال 61 13تا 69 13يعني ظرف مدت زمان 8 سال تنها 1215 نفر ازمديران و مربيان موفق به گذراندن دوره هاي آموزشي كوتاه مدت بهزيستي شده اند و اين در حاليست كه اين رقم درمقايسه با تعداد مديران ومربيان مهدهاي كودك بسيار ناچيز مي باشد.
علاوه بر اين تعداد مهدهاي كودك نسبت به جمعيت كودكان در ايران بسيار ناچيز مي باشد.. بعنوان مثال طي سالهاي1360- 1359 تعداد مهدهاي كودك بر2971 ، تعداد كودكان بر 172002، تعداد كلاسها بر6340 و تعداد كاركنان بر9356 نفر بالغ مي گرديد واين درحاليست كه طي سالهاي 68 ـ 67 تعداد مهدهاي كودك بر 2547 ، تعداد كودكان ثبت نامي بر177979، تعداد كلاسها بر5951، تعداد كاركنان بر1983و تعداد كودكان رده هاي سني1 تا 6 سال بر12ميليون نفر بالغ گرديد . ضــمنا تعداد مهدهاي كودك خصوصي شهرستان تهران طي سال1370 بر200 مركز، طي سال1371بر174مركز و طي سال1372بر170 مركز بالغ گرديد.
آمارفوق نشانگر افزايش دائمي تعدادكودكاني ثبت نامي مراكز آموزش پيش دبستاني و مهدهاي كودك و كاهش تعداد مهدهاي كودك و كادر ويژه آن مي باشد . آمار سال 68 ـ67 مبين اين واقعيت است كه تنها 5 ر1درصد كودكان رده هاي سني 1 تا 6 سال و 5 ر2درصد كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال ا ز امكانات آموزشي وتفريحي مهدهاي كودك استفاده نموده اند. درضمن تعداد كودكان هركلاس بر 30 نفر و نسبت كودكان به كادر آموزشي به نسبت 25 به1 بوده است.به عبارت ديگر به ازاي هر 1 پرسنل، 25 كودك وجود داشته است . چنانكه قبلا نيز بدان اشاره گرديد رده هاي سني 1 تا 6 سال در رشد و پرورش شخصيت كودكان ،از نقش اساسي برخوردار بوده و از اين روي آموزش پيش دبستاني به عنوان بخشي از نظام آموزش عمومي محسوب شده و دولتها به برنامه ريزي و سرمايه گذاري در اين عرصه مبادرت مي نمايند .در كشور ايران آموزش پيش دبستاني در واقع به بخش خصوصي واگذار گرديده وبدين ترتيب خانواده هاي كم در آمد و متوسط قادر به بهره گيري از امكانات مهدهاي كودك نمي باشند و اين درحاليست كه كودكان خانواده هاي مواجه با مشكلات اقتصادي و فرهنگي از نياز بيشتري به توجه و آموزش برخوردار مي باشند. به اين ترتيب به دليل وجود كمبودها ، نواقصات زياد و برنامه هاي نادرست و عدم برخورداري از كادر مناسب و عدم اولويت دولت به آموزش كودكان در دوره هاي پيش دبستاني، اكثريت كودكان با مشكلات عديد ه اي در روند آموزشي و رشد شخصيتي خود مواجه مي گردند.
سرمايه گذاري درامور كودكان پيش دبستاني آثار پيش گيرانه بر آسيب هاي دوران نوجواني و جواني وبزرگسالي دارد . بسياري از انحرافات اخلاقي ريشه دركمبودهاي روحي و رواني دوران كودكي دارند. ارتباط اوليه كودك با الگوهاي شخصيتي، آينده او را رقم ميزنند .برخلاف تصورات عمومي مبني بر عدم سود آوري سرمايه گذاري در مهدهاي كودك چنين سرمايه گذاري هايي به معناي تربيت نيروي خلاق ، هدفمند و آگاه آتيه هر ملت و عوامل بازدارنده بسياري از آسيب هاي اجتماعي مطرح مي باشند . در مقطع آموزش پيش دبستاني ،والدين و مربيان كودك به شناسايي توانايي هاي بالقوه كودكان و رشد وتوسعه چنين توانايي هايي مبادرت نموده، شعور و رفتارهاي هاي رواني كودك شكل گرفته و هـدايت صحيـح تجربيات كودك بــه خصوصيات رواني مي انجامد كه شخصيت او را پرورش ميدهند. درجريان حضور درمراكز آموزش پيش دبستاني است كه كودك شناخت نزديك به واقعيتي از خود بدست آورده و خواسته هاي او به عنوان تبلوري از رشد عاطفي ،عقلي و اجتماعي او شكل مي گيرد.
آموزش پيش دبستاني
بر اساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليه زندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي نمايدچراكه 80 درصـد شخصيت كــودك ظرف6 سال اوليه حيات او شكل ميگيرد. براين اساس آموزش و پرورش پيش دبستاني از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و تلاش عمده دولت ها بر اين بوده است كه هرروزه تعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آمــوزشهاي اين دوره قرار گرفته و بــا توجه به ويژگي ها ونيــازهاي فردي ،از آموزشهاي مناسب وسازنده برخوردار گردند. اولين ارتبـاطات انساني- اجتماعي كودكان دردوران پيش دبستانـي شـكل گرفته و شكوفـائي و رشد اين ارتباط منوط به آموزش عشق ورزيدن ، محبت نمودن ، .... و نشان دادن راه صحيح برقراري ارتباط توسط والدين و مربيان آنان مي باشد . در واقع پايه هاي اوليه اعتماد به نفس ، مسئـوليت پذيري و استقلال و خلاقيت كودكان در دوران پيش از دبستان استوار مي گردد. توجه دقيق و مناسب به كودكان به رشد و شكوفائي استعدادهاي آنان كمك مي نمايد. مهدهاي كودك و مربيان اين مراكز نقش اساسي وحياتي در تربيت و رشد شخصيت كودكان و نيل به اهداف فوق ايفــا مي نمايند.
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- برنامه هاي علمي و عملي آموزشي كه بر مشاهده و بازديد ، آموزش زبان فارسي ، رياضيات مقدماتي ، مفاهيم ابتدايي علوم و اعتقادات مذهبي مشتمل مي گردد.
2- فوق برنامه هاي آموزشي كه بر صنايع دستي ، خمير بازي ، بريدن و چسباندن اشياء ، نقاشي ، بازيهاي فكري ، قصه گويي ، شعرخواني و تمرينات بدني مشتمل مي گردد.
برنامه ريزي و مديريت آموزشي
اولين مركز مستقل آموزش پيش دبستاني در سال 1924 در جهت ارائه دوره هاي آموزش اختياري (سيستم آموزش غير اجباري در سيستم آموزش رسمي)احداث گرديد در طول دهه 1980 از مراكز فوق تحت عناوين مختلف اعم از مراكز مراقبت روزانه،كودكستانها، مدارس پيش دبستاني ياد مي گرديد.مراكز مذكور عمدتا در محل سازمانها و وزارتخانه هاي دولتي استقرار يافته و به مراقبت از كودكان با والدين شاغل در سازمان يا وزارتخانه مربوطه مبادرت مي نمايند. مراكز مذكور به طور خصوصي وتحت نظارت سازمان بهزيستي وتحت سرپرستي وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي نمايند.
هدف عملي مراكزفوق مراقبت و تربيت كودكان برخوردار از والدين شاغل و ارائه تسهيلات به آنان بود. از جمله تقسيم بندي هاي به عمل آمده توسط مراكز پيش دبستاني كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
كودكان رده هاي سني4 تا 18 ماه
كودكان رده هاي سني 18 ماهه تا 3 سال
كودكان رده هاي سني 3 تا 5 سال
كودكان رده هاي سني 5 سال
از مراكز ويژه كودكان رده سني زير 5 سال تحت عنوان(مراكز مراقبتي روزانه) و از مراكز ويژه كودكان رده سني 5 سال تحت عنوان مدارس آمادگي ياد مي گردد.
مسئوليت برنامه ريزي ، آماده سازي و توسعه متدهاي آموزشي وتفريحي مراكز پيش دبستاني برعهده اداره برنامه ريزي و توسعه متون درسي كشور مي باشد.
وظيفه نظارت بر عملكرد مراكز مذكور به دايره آموزش ابتدايي و مسووليت تدارك امكانات و تسهيلات رفاهي به (( مديريت عمومي تعاون و رفاه اجتماعي (( وزارت آموزش و پرورش تفويض گرديده است. معلمين ومربيان مراكز آموزش پيش دبستاني از ميان فارغ التحصيلان رشته هاي تربيتي مراكز تربيت معلم و يا از ميان فارغ التحصيلان دانشگاهي علوم تربيتي در حوزه آموزش پيش دبستاني انتخاب مي گردد.وجود تغييرات اقتصادي، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي دو دهه اخير در ايران ، افزايش نسبت زنان شاغل و ضرورت مراقبت از كودكان به افزايش نرخ ثبت نام كودكان در مراكز پيش دبستاني منجر گرديده است.برگزاري كنفرانس جامتين و تأكيد كليه كشورهاي شركت كننده بر اهميت ضرورت ارائه مقطع آموزش پيش دبستاني به كليه شهروندان باعث اعمال توجه بيشتر به اين جنبه از آموزش گرديده است. طي دهه پاياني قرن بيستم به اطمينان از برقراري هماهنگي ميان وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزيستي به عنوان دو مجموعه مسئول در جهت رشد وتوسعه هر چه بيشتر آموزش پيش دبستاني تأكيد شد. با اين وجود در نتيجه تمركز نامحسوس در برنامه ريزي ، مديريت و سرپرستي مقطع آموزش پيش دبستاني ، هر يك از سازمانهاي دولتي به تنظيم استراتژي هاو سياست جاري خود با توجه به نيازها و امكانات كارشناسان مبادرت مي نمايند.
اهداف آموزشي
اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1-رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي كودكان بر پاية اصول اخلاقي و مذهبي
2-افزايش سطح توانائيها و استعدادهاي كودكان
3- آماده سازي و تربيت كودكان جهت درك مفاهيم علمي و ذهني
4- رشد و پويش زبان فارسي همسطح با زبانهاي محلي
5- آماده سازي و تربيت كودكان جهت برقراري همكاريها و معاشرتهاي اجتماعي
6- حمايت از خانواده هاي كم درآمد در روند تربيتي و تحصيلي فرزندان
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. تربيت كودكان درجهت اجراي اصول اسلامي در زندگي شخصي و اجتماعي
2. تقويت احساس همكاري و مشاركت كودكان در فعاليت هاي اجتماعي و حس مسئوليت پذيري آنان
3. افزايش قدرت جسمي و ذهني، برقراري تعادل جسمي و افزايش مهارت هاي پايه كودكان
4. آموزش زبان فارسي درجهت تقويت ارتباطات وابزارهاي آموزشي كودكان اعم از خواندن ، نوشتن ، شنيدن و حرف زدن
از سال 1989 نظر به مشكلات زباني كودكان مناطق دو زبانه كشور حين ورود به مقطع آموزش ابتدايي ، نرخ بالاي تجديد كودكان طي سالهاي اوليه آموزش ابتدايي ،عدم تسلط كافي دربرقراري ارتباطات به زبان فارسي و در دسترس نبودن تعداد كافي از مراكز پيش دبستاني ، هر ساله كلاس هاي آمادگي يك ماهه قبل از شروع سال تحصيلي در مناطق مذكور تشكيل مي گردد. گفتني است كه وزارت آموزش و پرورش به فراهم نمودن زمينه هايي جهت آمادگي كودكان ساكن مناطق مذكور جهت ورود به مقطع آموزش ابتدايي از طريق تعيين برنامه هاي مورد نياز و صدور بخشنامه هاي مربوطه اقدام مي نمايد.
استراتژي هاي آموزشي
ازجمله مهمترين راهبردهاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. ترغيب اولياي امور وزارت آموزش و پرورش به توجه هر چه بيشتر به سطح آموزش پيش دبستاني
2. كسب اطمينان از برقراري حداكثر هماهنگي ممكن ميان نهادهاي اداره كننده مراكز آموزش پيش دبستاني در وزارت آموزش و پرورش
3. اختصاص بيشتر وجوه غير مستقيم از سوي وزارت آموزش و پرورش به مراكز آموزش پيش دبستاني
4. آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر از طريق تمركز بر آموزشهاي دوره پيش دبستاني
5. گسترش فضاهاي مستقل آموزش پيش دبستاني
آموزش ابتدايي
اهداف مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- برقراري فضاي مناسب آموزشي جهت پيشرفت اخلاقي و اعتقادي دانش آموزان
2- پرورش استعدادها و خلاقيتهاي كودكان
3- بهبود قدرت بدني و جسماني كودكان
4- آموزش خواندن ، نوشتن ، محاسبه و برقراري معاشرت اجتماعي با ساير اعضاء اجتماع
5- آموزش مسائل بهداشت فردي و گروهي
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
علوم قرآني و تعليمات ديني انشاء و املاء فارسي
زبان فارسي ( خواندن و درك مطلب (
تعليمات اجتماعي
علوم هنري ( نقاشي،خطاطي، كاردستي )
علوم طبيعي و بهداشت ، علوم رياضي
ورزش و تربيت بدني
دروس مذكور در هفته 24 ساعت ارائه شده و زمان هر كلاس درس 45 دقيقه مي باشد.
مدت زمان دروس آموزشي مقطع آموزش ابتدايي
مواد درسي
كلاس اول
كلاس دوم
كلاس سوم
كلاس چهارم
كلاس پنجم
قرآن
-
-
2
2
2
تعليمات ديني
-
3
2
2
2
انشاء فارسي
-
2
2
2
2
املاء
-
3
2
2
2
فارسي ( خواندن و درك مطلب )
12
4
4
3
3
تعليمات اجتماعي
-
-
2
-
-
هنر ( نقاشي ، خطاطي ، كاردستي )
-
22
-
4
4
علوم طبيعي و بهداشت
3
3
4
3
3
رياضي
5
5
4
4
4
ورزش
2
2
2
2
2
مجموع ساعات هفتگي
24
24
24
24
24
اهداف كيفي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كيفي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. اعمال تغييرات ساختاري در نظام آموزشي مطابق با نيازهاي واقعي جامعه و برنامه توسعه جهاني به منظور رشد كيفيت و نرخ بهره وري داخلي آموزش و پرورش
2. ارائه آموزشهاي پايه به كودكان استثنايي
3. اصلاح ساختار اداري و روشهاي اجرايي حوزه آموزش
اهداف كمي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كمي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. دستيابي به نرخ ناخالص 5/106 درصدي ثبت نام كودكان رده هاي سن10-6 سال در مراكز آموزش ابتدايي طي سال 1998 به نرخ123 درصدي در پايان برنامه اول
2. دستيابي به نرخ قبولي كودكان رده هاي سني 8-6 سال در مراكز آموزش ابتدايي از 5 / 78 درصد طي سال 1983 به 81 درصد طي سال 1998 و 84 درصد در پايان برنامه دوم
3. بهبود كارآيي داخلي و كاهش نرخ مردودي و افزايش نرخ قبولي دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي به نسبت 77 به 100
سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. اصلاح و تغيير ساختار نظام آموزش ملي مطابق با نيازهاي جامعه و توسعه ، ارتقا كيفيت و كارائي برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با رجوع به اسلام ، قرآن و سنت پيامبر (ص)در جهت گنجاندن ارزشهاي روحي و معنوي در برنامه هاي آموزشي
2. توجه به قوانين ،برقراري همكاريهاي گروهي ، تعهد به مشاركت در موضوعات سياسي اجتماعي ، توجه به موضوع سلامت رواني كودكان
3. برقراري هماهنگي ميان سياست هاي فرهنگي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي مورد پذيرش وزارت آموزش و پرورش با ساير سياستگذاران ملي
4. كاهش نرخ ترك تحصيل و ايجاد علاقه و انگيزه ادامه تحصيل درميان كودكان از طريق اولويت دادن به اجراي سياست غلبه برمشكلات و كمبودهاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با توجه به تفاوت هاي قومي و فرهنگي
5. اعمال سياستهاي انعطاف پذير در اجراي متدهاي متفاوت آموزشي و بهره گيري از نيروي انساني ، فضا ، ابزارها و امكانات آموزشي در جهت پاسخگويي به نيازمنديهاي محلي مطابق با نوع و سطح آموزش ، جنسيت ، ميزان علاقه مندي و استعداد دانش آموزان
6. اولويت دادن به آموزش معلمان و اجراي برنامه هايي در جهت ارتقاء موقعيت معلمان و تعيين موقعيت آنان در جامعه و اتخاذ سيستم آموزشي واحد به عنوان الگوي راهنما
7. تأكيد بر اهميت ارزيابي پيوسته و اصلاح روشها، سياستها و برنامه هاي آموزشي
8. جلوگيري از ارزيابي هاي انحصاري و مقطعي آموزشي به ويژه در ميان دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي
9. اولويت دادن به ارزيابي پيوسته نرخ مردودين و تجديديها ، بررسي دلايل و ارائه طرح هايي در جهت رفع مشكلات مذكور
10. ارائه برنامه هاي آموزش ابتدايي به كودكان سراسر كشور
11. اتخاذ و اجراي برنامه هاي مورد نياز جهت ثبت نام كليه كودكان و تمركز منابع و تسهيلات در جهت جبران كمبودهاي مناطق محروم
12. برقراري روابط همكاري با سازمانهاي ذيربط، بسيج كليه منابع و جلب توجه و مشاركت فعال دولت در جهت پرداختن به موضوعات فرهنگي ، حمايتي ، رفاهي و قانوني
13. تربيت كادر آموزش ابتدايي مناطق محروم و دور افتاده از طريق گسترش موسسات و دانشگا ه هاي تربيت معلم
مشكلات اصلي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين مشكلات مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. عدم كيفيت و انعطاف ناپذيري محتوي و متدهاي آموزشي و ناديده انگاشتن خلاقيت، نظم، مسئوليت پذيري و انجام فعاليت هاي گروهي
2. فقر اقتصادي و عدم تقبل هزينه هاي بالاي آموزشي دانش آموزان توسط والدين و تأثيرات سوء آن بر آموزش فرزندان
3. عدم تعهد والدين جهت گمارش كودكان رده هاي سني10-6 سال به مدارس ابتدايي به واسطه ضعف قوانين آموزشي كشور
4. عدم صراحت موضوعات آموزشي و عدم هماهنگي موضوعات مذكور با الگوهاي پيشرفت كشور در نتيجه فقدان هماهنگي ميان آموزش و بازاركار
5. ايجاد وقفه دركيفيت آموزش و روشها و تجهيزات داخلي به واسطه اعمال تغييرات سريع جهاني در زمينه توسعه علمي
نرخ ثبت نام ناخالص
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان مقطع ابتدايي در معرض نوسانات قرار داشته است. به نحوي كه اين ميزان طي سال 1990 از6 /110درصد به 3 /113درصد در سال 1992 افزايش و در سال 1998 تا 5/109درصد كاهش يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان پسر طي سال 1990 از4/116درصد به 7/117درصد ظي سال 1992 و 6/115درصد طي سال 1998 تنزل يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان بر مبناي جنسيت )طي سالهاي1998 -1990(
سال
1990
1991
1992
1993
1994
1995
1996
1997
1998
مختلط
6/110
1/111
3/113
113
1/112
9/108
157
9/106
2/107
پسر
4/116
116
7/117
117
2/116
2/113
3/111
1/111
6/110
دختر
4/104
5/106
7/108
8/108
7/107
5/104
5/102
6/102
8/103
منبع: اداره هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي
نرخ ثبت نام ناخالص GER دانش آموزان دختر نيز طي سالهاي 1990 تا سال 1993 دستخوش تغييرات زيادي بوده است بنحويكه از 4/104درصد به 8/108درصد رسيده و طي سال 1998 تا ميزان 3/102درصد كاهش يافته است.
دلايل افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) از نقسيم تعداد دانش آموزان ثبت نامي در آموزش ابتدايي بخش بر كل جمعيت رده سني 10-6 سال محاسبه مي گردد.
صورت كسر مذكور از جمع دو رقم اصلي و مشخص (تعداد وروديهاي جديد پايه اول و تعداد دانش آموزان رده هاي سني 6 تا 17 سال كه در پايه هاي آموزشي 2 تا 5 آموزش مي بينند)حاصل مي گردد. از سال 1990 ، با كاهش تعداد گرو ه هاي رده سني 10-6 سال كاهش ناچيزي درتعداد وروديهاي جديد پايه اول مشهود بوده است.واين در حاليست كه تا پيش از سال 1990 تعداد دانش آموزان پايه هاي5-2 تحصيلي به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است. گفتني است كه تفاوت ميان كاهش و افزايش فوق منجر به افزايش تعداد دانش آموزان طي سا ل هاي 93-1990 در مقايسه با سا ل هاي پيش و همچنين منجر به افزايش صورت كسر گرديده است.اما مخرج كسر كه جمعيت گرو ه هاي رده سني 10-6 سال را شامل مي گردد در مقايسه با سالهاي پيش دستخوش كاهش شده كه به خودي خود به افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER) كه از تقسيم تعداد دانش آموزان پايه اول بر كل جمعيت گروه سني 10- 6 سال بدست مي آيد، منجر مي گردد.
دلايل كاهش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) از سال 1993 با كاهش روبرو بوده است. ميزان كاهش رشد جمعيت دانش آموزان و در نتيجه كاهش وروديهاي مقطع آموزش ابتدايي و اعمال تغييرات عمده در قوانين و روند برگزاري امتحانات به منظور سهولت در ارتقاء تحصيلي دانش آموزان پايه ابتدايي از جمله مهمترين دلايل سير نزولي نرخ ثبت نام دانش آموزان به شمار ميرود.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) دختر و پسر از سال 1990 تا 1993 افزايش كرده و از سال 1993 با كاهش روبرو بوده است.طي مقايسات انجام گرفته ميان نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر و دختر (GER) مشخص گرديد كه نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر از دختران بالاتر بوده است كه از جمله مهمترين دلايل آن مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- وجود فرهنگهاي رايج مختلف بويژه درمناطق روستايي درخصوص تحصيلات دختران
2- همكاري و مشاركت دختران در امورخانه داري و بچه داري
3- كمبود معلمين در مناطق روستايي و دور افتاده
4- برپايي كلاس هاي مختلط آموزشي در روستاها و مناطق دور افتاده
5- مشاركت دختران در فعاليت هاي توليدي خانواده نظير قاليبافي، صنايع دستي و ...
طبق اطلاعات جدول فوق بالاترين نرخ در استانهاي كرمان، لرستان ،چهارمحال و بختياري، اردبيل، گيلان، هرمزگان و مركزي و پايين ترين نرخ در استانهاي سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربي، يزد ، خراسان و كردستان به چشم مي خورد.طبق جدول فوق پايين ترين نرخ GER به استان سيستان و بلوچستان تعلق دارد.
از جمله مهمترين دلايل نرخ بالاي GERدر چندين استان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. مختلط بودن مراكز آموزشي استاني
2. اجرا وكاربرد متدهاي تكراري درمراكز آموزشي استاني
3. تأخير در ثت نام و ثبت نام مجدد جمعيت گروه سني10-6 سال
4. كاهش جمعيت كودكان رده هاي سني10-6 سال
از جمله مهمترين دلايل نرخ پايين GERدر چندين استان كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. تعداد كم معلمين زن در برخي نواحي كشور، بويژه مناطق روستايي
2. تشكيل كلاس هاي آموزشي مختلط در برخي نواحي كشور
3. ايجاد و رونق حرفه هاي كاذب
4. مشكلات فرزندان در فعاليت هاي توليدي
5. برخلاف تلاشهاي زيادي كه جهت افزايش GER در اين استانها شده است، اعداد و ارقام در مقايسه با ديگر استانها پايين است.
6. اتخاذ روشهاي تكراري، ثبت نام بموقع وروديهاي جديد و تعداد كم دانش آموزان رده هاي سني 6 تا 10 سال
كليه عوامل فوق سبب گرديده تا تعداد دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي در مقايسه با جمعيت كلي گروه هاي سني 10-6 سال از كاهش چشمگيري برخوردار باشد.
(نرخ ثبت نام خالص NER)
طي دهه 99-1990 نرخ ثبت نام خالص NER))از افزايش برخوردار بوده است. به نحوي كه طي سال 1990 از 2 /92درصد به 97درصد طي سال 1998 افزايش يافت.در همان اثناء نرخ ثبت نام خالص دانش آموزان دختر (NER) نيز نشانگر تغييرات مشابهي بوده و از افزايش4/88درصد به 3/95درصدي بر خوردار بود.روند مشابهي نيز در خصوص دانش آموزان پسر مشهود مي باشد به نحويكه طي سال 1990 از افزايش 9/95 درصد به 5 /98 درصدي طي سال 1998 بر خوردار بوده است.
نرخ خالص ثبت نام درمقطع آموزش ابتدايي بر مبناي جنسيت(طي سالهاي98-90)
سال
1990
1991
1992
1993
1994
1995
1996
1997
1998
مختلط
2/92
6/94
2/97
2/99
2/99
3/97
2/96
7/96
97
پسر
9/95
5/95
6/99
100
100
7/99
6/98
99
5/98
دختر
4/88
6/91
6/94
97
9/96
8/94
7/93
3/94
3/95
منبع: اداره آموزش هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي
جمهوري اسلامي ايران با مساحت 195 / 648 /1 كيلومتر مربع در نيمكره شمال شرقي و در جنوب آسيا و منطقه خاورميانه واقع شده است. اين كشوراز شمال با تركمنستان ، آذربايجان ، ارمنستان و درياي خزر ، از جنوب با خليج فارس ، درياي عمان ، از غرب با عراق و تركيه و از شرق با پاكستان و افغانستان همسايه است.كشور ايران به 28 استان تقسيم گرديده و اين در حاليست كه تعداد كل استانها در سال 1990 بر24 استان بالغ مي گرديد.طي سال 1993 استان اردبيل،طي سال 1995 استان قم ، طي سال 1996 استان قزوين و طي سال 1997 استان گلستان به ترتيب از استانهاي آذربايجان شرقي تهران ، زنجان و مازندران تفكيك شده و مستقل گرديدند.
طبق سرشماري 1996، جمعيت ايران بر60 ميليون بالغ مي گردد كه از اين ميزان
24 /50 درصد جمعيت متعلق به زنان و 76 / 49 درصد متعلق به مردان مي باشد. گفتني است كه31 / 61 جمعيت در محيط هاي شهري و69 /38 در محيطهاي روستايي ساكن مي باشند. نرخ رشد جمعيت طي دو دهه گذشته تا حد زيادي متفاوت بوده است. طي دهه 1976 تا 1986 اين نرخ بر 2 / 3 درصد بالغ گرديد. اين در حاليست كه با رشد جمعيت نرخ مذكور به عنوان مانعي جهت پيشرفتهاي اجتماعي و توسعه پايدار مورد توجه قرار گرفته و تلاشهايي در جهت كاهش آن اعمال گرديد. به نحوي كه بنا بر داد ه هاي موجود نرخ فوق به 5 / 1 درصد در مناطق شهري و 2 درصد در مناطق روستايي كاهش يافت و از اين روي متوسط نرخ رشد جمعيت طي سال 1998 بر 47 / 1 درصد بالغ گرديد. بيش از نيمي از جمعيت كشور بين رده هاي سني 64- 15 و 5 / 39 درصدكل جمعيت زير رده سني 14 قرار دارند.از اين روي كشور ايران از لحاظ تركيب سني در زمره جوانترين كشورهاي جهان قرار دارد.
24 /50 درصد جمعيت متعلق به زنان و 76 / 49 درصد متعلق به مردان مي باشد. گفتني است كه31 / 61 جمعيت در محيط هاي شهري و69 /38 در محيطهاي روستايي ساكن مي باشند. نرخ رشد جمعيت طي دو دهه گذشته تا حد زيادي متفاوت بوده است. طي دهه 1976 تا 1986 اين نرخ بر 2 / 3 درصد بالغ گرديد. اين در حاليست كه با رشد جمعيت نرخ مذكور به عنوان مانعي جهت پيشرفتهاي اجتماعي و توسعه پايدار مورد توجه قرار گرفته و تلاشهايي در جهت كاهش آن اعمال گرديد. به نحوي كه بنا بر داد ه هاي موجود نرخ فوق به 5 / 1 درصد در مناطق شهري و 2 درصد در مناطق روستايي كاهش يافت و از اين روي متوسط نرخ رشد جمعيت طي سال 1998 بر 47 / 1 درصد بالغ گرديد. بيش از نيمي از جمعيت كشور بين رده هاي سني 64- 15 و 5 / 39 درصدكل جمعيت زير رده سني 14 قرار دارند.از اين روي كشور ايران از لحاظ تركيب سني در زمره جوانترين كشورهاي جهان قرار دارد.
ساختارنظام آموزشي
آموزش پيش دبستاني :كه مشتمل بر دوره آموزش اختياري 1ساله ويژه كودكان رده سني 5 سال با هدف آمادگي كودكان جهت ورود به مراكز آموزش ابتدايي مي باشد.
آموزش ابتدايي : مشتمل بردوره آموزشي 5 ساله ويژه كودكان رده هاي سني 6 تا 11 سال مي باشد.
آموزش راهنمايي : مشتمل بردوره آموزشي3 ساله ويژه دانش آموزان رده هاي سني14-11سال مي باشد.
آموزش متوسطه: مشتمل بردوره آموزشي 3 ساله بوده و به 3 شاخه نظري ، فني حرفه اي و مهارتي (كاردانش ) تقسيم مي گردد.
شاخه نظري : آندسته ازدانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن 96 واحد آموزشي تا زمان اخذ گواهينامه آموزش متوسطه در يكي از 3 رشته ادبيات و علوم انساني، رياضي و فيزيك و علوم تجربي مي باشند.
شاخه فني و حرفه اي :آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند در يكي از گرو ه هاي آموزشي صنايع،كشاورزي ،خدمات برق ، مواد ،صنايع كشتيراني، كشاورزي، هنر ، مديريت ، اقتصاد داخلي ، مالي و اداري آموزش ديده و در پايان دوره آموزشي 3 ساله و پس از گذراندن 96 واحد آموزشي به كسب مهارتهاي لازم جهت احراز شغل مناسب و گواهينامه آموزش فني و حرفه اي نائل مي آيند.
شاخه مهارتي ( كاردانش ) : آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن 49 واحد عمومي جهت اتخاذ مدرك كلاس اول مي باشند. پس از گذراندن 96 واحد درسي گواهينامه مهارتهاي تحصيلي به فارغ التحصيلان اعطاء ميگردد. هدف دوره آموزشي مذكور آموزش وتربيت نيروي كاري ماهر و نيمه ماهر در حوزه هاي خدمات و كشاورزي است.
دوره پيش دانشگاهي : دوره آموزش پيش دانشگاهي دوره آموزشي 1 ساله ويژه آندسته از دانش آموزاني است كه به اتمام مقطع آموزش متوسطه نائل آمده و قصد ورود به دانشگاه ها يا ساير موسسات آموزش عالي را دارند
نهادهاي مركزي آموزش رسمي
در جمهوري اسلامي ايران مسئوليت اداره ونظارت بر امور آموزشي و پرورشي كشور بر عهده 3 وزارتخانه ذيل ميباشد:
1. وزارت آموزش و پرورش كه مسئوليت آموزش پيش دبستاني ، ابتدايي ، راهنمايي، آموزش متوسطه و بزرگسالان را عهده دار مي باشد.
2. وزارت فرهنگ و آموزش عالي كه مسئوليت اداره و رسيدگي برامور آموزش عالي و تحصيلات دانشگاهي را عهده دار مي باشد.
3. وزارت بهداشت و آموزش پزشكي كه مسئوليت اداره و نظارت بر آموزش عالي پزشكي را عهده دار مي باشد
تاريخچه آموزش پيش دبستاني
تاريخچه آموزش پيش دبستاني در ايران به 80 سال پيش باز مي گردد.
در سال 1298 مسيونر هاي مذهبي و اقليت هاي ديني به احداث كودكستان ها و مراكز آموزش پيش دبستاني درتهران مبادرت نمودند .در همان اثنا زنده ياد جبار باغچهبان در سال 1303 به احداث باغچه اطفال در شهرستان تبريز مبادرت نموده و چند سال بعد در سال 1307 كودكستان ديگري در شهرستان شيراز داير نمود. گفتني است كه در آن اثنا تنها از كودكان خانواده هاي مرفه و كارمندان عالي رتبه ادارات در اين مراكز ثبت نام به عمل مي آمد . استقبال اين خانواده ها از عملكرد مراكز آموزش پيش دبستاني (كودكستان ها( سبب گرديدكه طي مدت زمان كوتاهي در تهران وچندين شهر بزرگ ديگر كشور، كودكستان هايي توسط بخش خصوصي داير گردد .از جمله مهمترين برنامه هاي اين مراكز مي توان به بازي هاي مرسوم ، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن ، نقاشي و بازي با عروسك و اشكال هندسي اشاره نمود.در سال 1303 شوراي عالي فرهنگ ،به تصويب انحصاري آيين نامه احداث مراكز آموزش پيش دبستاني در شهرستان تهران و درسال 1304به تصويب اين آيين نامه براي ساير شهرهاي كشور مبادرت نمود.نخستين امتياز تاسيس كودكستان توسط وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال 1310 صادر گرديد.از اين روي سال1310 آغاز فصل جديدي در تاريخ آموزش پيش دبستاني ايران محسوب مي گردد.نخستين آيين نامه ويژه كودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درسال 1312 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. در ماده اول اين آيين نامه ، سن كودكان جهت پذيرش در كودكستانها 4 تا 7 سال قيد شده بود. اين در حاليست كه درسال 1335 ، آيين نامه جديدي جهت اداره كودكستانها به تصويب رسيد كه طي آن سن كودكان ، 3 تا 6 سال تعيين شده بود. در سال1334 ، اداره مستقلي جهت رسيدگي و نظارت بر امور كودكستان ها تحت نظارت وزارت فرهنگ تاسيس گرديد. در سال1340 ، اداره امور كودكستانهاي كشور منحل شده و وظايف مربوطه به اداره كل تعليمات ابتدائي محول گرديد. در آن اثنا دولت به تلاش هايي درجهت احداث كودكستان هاي دولتي مبادرت نموده و با احداث كودكستانها در شهرهاي سراسركشور،كودكان خانواده هاي طبقه متوسط را تحت پوشش خود قرار داد. تا سال 1322 در سراسر كشور تنها تعداد 7 كودكستان وجود داشت و اين در حاليست كه طي سال1331 به 74 و طي سال 51 13 به 431 مركز بالغ گرديد. در همان اثنا تلاش هايي درجهت تربيت مربيان مراكز پيش دبستاني نيز آغاز گرديد. درسال 1336 ، آموزشگاه هاي كودكياري آغاز به فعاليت نمودند . اولين اساسنامه و برنامه درسي اين آموزشگاهها طي سال 1345 به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. چندسال بعد تدريس رشته كودكياري يا آموزش و پرورش پيش ازدبستان در برخي دانشكده هاي علوم تربيتي من جمله مدرسه عالي شميرانات و دانشگاه ابوريحان آغاز گرديد.
درسال1350 ، اداره كل تعليمات ابتدايي به دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي تغيير نام داده و واحد كودكستان هاي اين اداره، عهده دارمسئـوليت طرح و برنامه ريزي آموزش و پرورش پيش دبستاني گرديد. درسال1354، با توجه به توسعه كودكستانها و تربيت مربيان كودك، دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي به دفتر آموزش كودكستاني و ابتدايي تغيير نام داده و بالاخره درسال 1359 در اداره كل و سپس در دفتر آموزش عمومي ادغام گرديد . طبق آخرين آيين نامه كودكستانها كه در سال 1349به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش رسيد، تشكيل كلاسهاي آمادگي ضميمه آموزش ابتدايي گرديده و سن كودكان كودكستاني 3 تا 6 سال تعيين گرديد. درسال 1353 ، وزارت آموزش و پرورش طبق انتشار بخشنامه اي به اعمال اصلاحاتي در آيين نامه مذكور مبادرت نمود. مطابق اين تغييرات تنها آندسته از كودكاني كه از سن 5 سال تمام برخوردار بودند از حق ثبت نام دركلاسهاي آمادگي بهره مند گرديدند.
درگذشته امتياز تاسيس مهدهاي كودك ويژه كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال به وزارت آموزش و پرورش و مجوز تاسيس مراكز مراقبتي كودكان زير رده سني3 سال به اتاق اصناف واگذار گرديد. ازسال1354، سازمانهاي دولتي موظف به تاسيس مهدهاي كودك شده و ضوابط آنها از سوي سازمان زنان تنظيم گرديد. درسال1356، در بودجه كل سازمانهاي دولتي، بودجه لازم جهت احداث مهدهاي كودك ويژه فرزندان زنان كارمند پيش بيني شده و سازمان زنان مسئوليت تشكيل و نظارت بر آنها را عهده دار گرديد. پس از انقلاب اسلامي ، بر اساس تصميم گيري هيات وزيران، با انحلال سازمان زنان ، سازمان ملي رفاه خانواده، سازمان تربيتي شهرداري تهران و انجمن ملي حمايت از كودكان، اجازه تاسيس مهدهاي كودك به وزارت بهداري و بهزيستي و سپس به سازمان بهزيستي محول گرديد. درحال حاضر صدور مجوز و نظارت بركليه مهدهاي كودك دولتي و خصوصي بر عهده سازمان بهزيستي كشور است. ازسال 1372 كليه كلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي به علت كمبود جا منحل گرديد.گفتني است كه اين كلاسها 30 سال پيش درسال1349 و با تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش تشكيل شده بود . ازجمله انواع مهدهاي كودك كه درحال حاضر درسراسركشور فعاليت دارند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
ــ مهدهاي كودك خصوصي كه توسط بخش خصوصي احداث گرديده اند.
ــ مهدهاي كودك خود محوركه وابسته به موسسات دولتي بوده و با كمك هزينه هاي دولتي و والدين كودكان اداره ميگردند.
ــ مهدهاي كودك كارگري كه متعلق به كارخانجات بوده و تحت پوشش وزارت كار فعاليت دارند.
ــ مهدهاي كودك ادارات آموزش و پرورش كه به ثبت نام از فرزندان زنان شاغل درآموزش و پرورش مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي حمايتي سازمان بهزيستي كه به ثبت نام از كودكان تحت پوشش بهزيستي و درصدي از افراد عادي مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي روستايي كه به ثبت نام از كودكان روستايي مبادرت مي نمايند.
تاريخچه فوق بيانگر اين واقعيت است كه سهم دولت در تاسيس مهدهاي كودك بسيار ناچيز بوده و عمدتا به تنظيم آيين نامه ها و اعطاي مجوزهاي قانوني محدود بوده است به نحويكه پس از تشكيل اولين مهدهاي كودك ، وزارت آموزش و پرورش به تاسيس مهدهاي كودك دولتي پس از 42 سال مبادرت نمود. درحال حاضر براي كودكان زنان غير شاغل مهد كودك دولتي وجود نداشته وكلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي نيز از سال 1372 منحل گرديده است. علاوه بر اين تعداد فارغ التحصيلان رشته كودكياري با توجه به نياز مهدهاي كودك ، بسيار اندك بوده و دوره هاي باز آموزي بهزيستي ويژه مربيان و مديران ، چه از لحاظ مدت زمان و چه از لحاظ تعداد نفرات تحت پوشش هر دوره آموزشي، جوابگوي نياز مهدهاي كودك نمي باشد. . بعنوان مثال از سال 61 13تا 69 13يعني ظرف مدت زمان 8 سال تنها 1215 نفر ازمديران و مربيان موفق به گذراندن دوره هاي آموزشي كوتاه مدت بهزيستي شده اند و اين در حاليست كه اين رقم درمقايسه با تعداد مديران ومربيان مهدهاي كودك بسيار ناچيز مي باشد.
علاوه بر اين تعداد مهدهاي كودك نسبت به جمعيت كودكان در ايران بسيار ناچيز مي باشد.. بعنوان مثال طي سالهاي1360- 1359 تعداد مهدهاي كودك بر2971 ، تعداد كودكان بر 172002، تعداد كلاسها بر6340 و تعداد كاركنان بر9356 نفر بالغ مي گرديد واين درحاليست كه طي سالهاي 68 ـ 67 تعداد مهدهاي كودك بر 2547 ، تعداد كودكان ثبت نامي بر177979، تعداد كلاسها بر5951، تعداد كاركنان بر1983و تعداد كودكان رده هاي سني1 تا 6 سال بر12ميليون نفر بالغ گرديد . ضــمنا تعداد مهدهاي كودك خصوصي شهرستان تهران طي سال1370 بر200 مركز، طي سال1371بر174مركز و طي سال1372بر170 مركز بالغ گرديد.
آمارفوق نشانگر افزايش دائمي تعدادكودكاني ثبت نامي مراكز آموزش پيش دبستاني و مهدهاي كودك و كاهش تعداد مهدهاي كودك و كادر ويژه آن مي باشد . آمار سال 68 ـ67 مبين اين واقعيت است كه تنها 5 ر1درصد كودكان رده هاي سني 1 تا 6 سال و 5 ر2درصد كودكان رده هاي سني 3 تا 6 سال ا ز امكانات آموزشي وتفريحي مهدهاي كودك استفاده نموده اند. درضمن تعداد كودكان هركلاس بر 30 نفر و نسبت كودكان به كادر آموزشي به نسبت 25 به1 بوده است.به عبارت ديگر به ازاي هر 1 پرسنل، 25 كودك وجود داشته است . چنانكه قبلا نيز بدان اشاره گرديد رده هاي سني 1 تا 6 سال در رشد و پرورش شخصيت كودكان ،از نقش اساسي برخوردار بوده و از اين روي آموزش پيش دبستاني به عنوان بخشي از نظام آموزش عمومي محسوب شده و دولتها به برنامه ريزي و سرمايه گذاري در اين عرصه مبادرت مي نمايند .در كشور ايران آموزش پيش دبستاني در واقع به بخش خصوصي واگذار گرديده وبدين ترتيب خانواده هاي كم در آمد و متوسط قادر به بهره گيري از امكانات مهدهاي كودك نمي باشند و اين درحاليست كه كودكان خانواده هاي مواجه با مشكلات اقتصادي و فرهنگي از نياز بيشتري به توجه و آموزش برخوردار مي باشند. به اين ترتيب به دليل وجود كمبودها ، نواقصات زياد و برنامه هاي نادرست و عدم برخورداري از كادر مناسب و عدم اولويت دولت به آموزش كودكان در دوره هاي پيش دبستاني، اكثريت كودكان با مشكلات عديد ه اي در روند آموزشي و رشد شخصيتي خود مواجه مي گردند.
سرمايه گذاري درامور كودكان پيش دبستاني آثار پيش گيرانه بر آسيب هاي دوران نوجواني و جواني وبزرگسالي دارد . بسياري از انحرافات اخلاقي ريشه دركمبودهاي روحي و رواني دوران كودكي دارند. ارتباط اوليه كودك با الگوهاي شخصيتي، آينده او را رقم ميزنند .برخلاف تصورات عمومي مبني بر عدم سود آوري سرمايه گذاري در مهدهاي كودك چنين سرمايه گذاري هايي به معناي تربيت نيروي خلاق ، هدفمند و آگاه آتيه هر ملت و عوامل بازدارنده بسياري از آسيب هاي اجتماعي مطرح مي باشند . در مقطع آموزش پيش دبستاني ،والدين و مربيان كودك به شناسايي توانايي هاي بالقوه كودكان و رشد وتوسعه چنين توانايي هايي مبادرت نموده، شعور و رفتارهاي هاي رواني كودك شكل گرفته و هـدايت صحيـح تجربيات كودك بــه خصوصيات رواني مي انجامد كه شخصيت او را پرورش ميدهند. درجريان حضور درمراكز آموزش پيش دبستاني است كه كودك شناخت نزديك به واقعيتي از خود بدست آورده و خواسته هاي او به عنوان تبلوري از رشد عاطفي ،عقلي و اجتماعي او شكل مي گيرد.
آموزش پيش دبستاني
بر اساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليه زندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي نمايدچراكه 80 درصـد شخصيت كــودك ظرف6 سال اوليه حيات او شكل ميگيرد. براين اساس آموزش و پرورش پيش دبستاني از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و تلاش عمده دولت ها بر اين بوده است كه هرروزه تعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آمــوزشهاي اين دوره قرار گرفته و بــا توجه به ويژگي ها ونيــازهاي فردي ،از آموزشهاي مناسب وسازنده برخوردار گردند. اولين ارتبـاطات انساني- اجتماعي كودكان دردوران پيش دبستانـي شـكل گرفته و شكوفـائي و رشد اين ارتباط منوط به آموزش عشق ورزيدن ، محبت نمودن ، .... و نشان دادن راه صحيح برقراري ارتباط توسط والدين و مربيان آنان مي باشد . در واقع پايه هاي اوليه اعتماد به نفس ، مسئـوليت پذيري و استقلال و خلاقيت كودكان در دوران پيش از دبستان استوار مي گردد. توجه دقيق و مناسب به كودكان به رشد و شكوفائي استعدادهاي آنان كمك مي نمايد. مهدهاي كودك و مربيان اين مراكز نقش اساسي وحياتي در تربيت و رشد شخصيت كودكان و نيل به اهداف فوق ايفــا مي نمايند.
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- برنامه هاي علمي و عملي آموزشي كه بر مشاهده و بازديد ، آموزش زبان فارسي ، رياضيات مقدماتي ، مفاهيم ابتدايي علوم و اعتقادات مذهبي مشتمل مي گردد.
2- فوق برنامه هاي آموزشي كه بر صنايع دستي ، خمير بازي ، بريدن و چسباندن اشياء ، نقاشي ، بازيهاي فكري ، قصه گويي ، شعرخواني و تمرينات بدني مشتمل مي گردد.
برنامه ريزي و مديريت آموزشي
اولين مركز مستقل آموزش پيش دبستاني در سال 1924 در جهت ارائه دوره هاي آموزش اختياري (سيستم آموزش غير اجباري در سيستم آموزش رسمي)احداث گرديد در طول دهه 1980 از مراكز فوق تحت عناوين مختلف اعم از مراكز مراقبت روزانه،كودكستانها، مدارس پيش دبستاني ياد مي گرديد.مراكز مذكور عمدتا در محل سازمانها و وزارتخانه هاي دولتي استقرار يافته و به مراقبت از كودكان با والدين شاغل در سازمان يا وزارتخانه مربوطه مبادرت مي نمايند. مراكز مذكور به طور خصوصي وتحت نظارت سازمان بهزيستي وتحت سرپرستي وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي نمايند.
هدف عملي مراكزفوق مراقبت و تربيت كودكان برخوردار از والدين شاغل و ارائه تسهيلات به آنان بود. از جمله تقسيم بندي هاي به عمل آمده توسط مراكز پيش دبستاني كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
كودكان رده هاي سني4 تا 18 ماه
كودكان رده هاي سني 18 ماهه تا 3 سال
كودكان رده هاي سني 3 تا 5 سال
كودكان رده هاي سني 5 سال
از مراكز ويژه كودكان رده سني زير 5 سال تحت عنوان(مراكز مراقبتي روزانه) و از مراكز ويژه كودكان رده سني 5 سال تحت عنوان مدارس آمادگي ياد مي گردد.
مسئوليت برنامه ريزي ، آماده سازي و توسعه متدهاي آموزشي وتفريحي مراكز پيش دبستاني برعهده اداره برنامه ريزي و توسعه متون درسي كشور مي باشد.
وظيفه نظارت بر عملكرد مراكز مذكور به دايره آموزش ابتدايي و مسووليت تدارك امكانات و تسهيلات رفاهي به (( مديريت عمومي تعاون و رفاه اجتماعي (( وزارت آموزش و پرورش تفويض گرديده است. معلمين ومربيان مراكز آموزش پيش دبستاني از ميان فارغ التحصيلان رشته هاي تربيتي مراكز تربيت معلم و يا از ميان فارغ التحصيلان دانشگاهي علوم تربيتي در حوزه آموزش پيش دبستاني انتخاب مي گردد.وجود تغييرات اقتصادي، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي دو دهه اخير در ايران ، افزايش نسبت زنان شاغل و ضرورت مراقبت از كودكان به افزايش نرخ ثبت نام كودكان در مراكز پيش دبستاني منجر گرديده است.برگزاري كنفرانس جامتين و تأكيد كليه كشورهاي شركت كننده بر اهميت ضرورت ارائه مقطع آموزش پيش دبستاني به كليه شهروندان باعث اعمال توجه بيشتر به اين جنبه از آموزش گرديده است. طي دهه پاياني قرن بيستم به اطمينان از برقراري هماهنگي ميان وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزيستي به عنوان دو مجموعه مسئول در جهت رشد وتوسعه هر چه بيشتر آموزش پيش دبستاني تأكيد شد. با اين وجود در نتيجه تمركز نامحسوس در برنامه ريزي ، مديريت و سرپرستي مقطع آموزش پيش دبستاني ، هر يك از سازمانهاي دولتي به تنظيم استراتژي هاو سياست جاري خود با توجه به نيازها و امكانات كارشناسان مبادرت مي نمايند.
اهداف آموزشي
اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1-رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي كودكان بر پاية اصول اخلاقي و مذهبي
2-افزايش سطح توانائيها و استعدادهاي كودكان
3- آماده سازي و تربيت كودكان جهت درك مفاهيم علمي و ذهني
4- رشد و پويش زبان فارسي همسطح با زبانهاي محلي
5- آماده سازي و تربيت كودكان جهت برقراري همكاريها و معاشرتهاي اجتماعي
6- حمايت از خانواده هاي كم درآمد در روند تربيتي و تحصيلي فرزندان
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. تربيت كودكان درجهت اجراي اصول اسلامي در زندگي شخصي و اجتماعي
2. تقويت احساس همكاري و مشاركت كودكان در فعاليت هاي اجتماعي و حس مسئوليت پذيري آنان
3. افزايش قدرت جسمي و ذهني، برقراري تعادل جسمي و افزايش مهارت هاي پايه كودكان
4. آموزش زبان فارسي درجهت تقويت ارتباطات وابزارهاي آموزشي كودكان اعم از خواندن ، نوشتن ، شنيدن و حرف زدن
از سال 1989 نظر به مشكلات زباني كودكان مناطق دو زبانه كشور حين ورود به مقطع آموزش ابتدايي ، نرخ بالاي تجديد كودكان طي سالهاي اوليه آموزش ابتدايي ،عدم تسلط كافي دربرقراري ارتباطات به زبان فارسي و در دسترس نبودن تعداد كافي از مراكز پيش دبستاني ، هر ساله كلاس هاي آمادگي يك ماهه قبل از شروع سال تحصيلي در مناطق مذكور تشكيل مي گردد. گفتني است كه وزارت آموزش و پرورش به فراهم نمودن زمينه هايي جهت آمادگي كودكان ساكن مناطق مذكور جهت ورود به مقطع آموزش ابتدايي از طريق تعيين برنامه هاي مورد نياز و صدور بخشنامه هاي مربوطه اقدام مي نمايد.
استراتژي هاي آموزشي
ازجمله مهمترين راهبردهاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. ترغيب اولياي امور وزارت آموزش و پرورش به توجه هر چه بيشتر به سطح آموزش پيش دبستاني
2. كسب اطمينان از برقراري حداكثر هماهنگي ممكن ميان نهادهاي اداره كننده مراكز آموزش پيش دبستاني در وزارت آموزش و پرورش
3. اختصاص بيشتر وجوه غير مستقيم از سوي وزارت آموزش و پرورش به مراكز آموزش پيش دبستاني
4. آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر از طريق تمركز بر آموزشهاي دوره پيش دبستاني
5. گسترش فضاهاي مستقل آموزش پيش دبستاني
آموزش ابتدايي
اهداف مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- برقراري فضاي مناسب آموزشي جهت پيشرفت اخلاقي و اعتقادي دانش آموزان
2- پرورش استعدادها و خلاقيتهاي كودكان
3- بهبود قدرت بدني و جسماني كودكان
4- آموزش خواندن ، نوشتن ، محاسبه و برقراري معاشرت اجتماعي با ساير اعضاء اجتماع
5- آموزش مسائل بهداشت فردي و گروهي
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
علوم قرآني و تعليمات ديني انشاء و املاء فارسي
زبان فارسي ( خواندن و درك مطلب (
تعليمات اجتماعي
علوم هنري ( نقاشي،خطاطي، كاردستي )
علوم طبيعي و بهداشت ، علوم رياضي
ورزش و تربيت بدني
دروس مذكور در هفته 24 ساعت ارائه شده و زمان هر كلاس درس 45 دقيقه مي باشد.
مدت زمان دروس آموزشي مقطع آموزش ابتدايي
|
مواد درسي |
كلاس اول |
كلاس دوم |
كلاس سوم |
كلاس چهارم |
كلاس پنجم |
|
قرآن |
- |
- |
2 |
2 |
2 |
|
تعليمات ديني |
- |
3 |
2 |
2 |
2 |
|
انشاء فارسي |
- |
2 |
2 |
2 |
2 |
|
املاء |
- |
3 |
2 |
2 |
2 |
|
فارسي ( خواندن و درك مطلب ) |
12 |
4 |
4 |
3 |
3 |
|
تعليمات اجتماعي |
- |
- |
2 |
- |
- |
|
هنر ( نقاشي ، خطاطي ، كاردستي ) |
- |
22 |
- |
4 |
4 |
|
علوم طبيعي و بهداشت |
3 |
3 |
4 |
3 |
3 |
|
رياضي |
5 |
5 |
4 |
4 |
4 |
|
ورزش |
2 |
2 |
2 |
2 |
2 |
|
مجموع ساعات هفتگي |
24 |
24 |
24 |
24 |
24 |
اهداف كيفي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كيفي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. اعمال تغييرات ساختاري در نظام آموزشي مطابق با نيازهاي واقعي جامعه و برنامه توسعه جهاني به منظور رشد كيفيت و نرخ بهره وري داخلي آموزش و پرورش
2. ارائه آموزشهاي پايه به كودكان استثنايي
3. اصلاح ساختار اداري و روشهاي اجرايي حوزه آموزش
اهداف كمي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كمي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. دستيابي به نرخ ناخالص 5/106 درصدي ثبت نام كودكان رده هاي سن10-6 سال در مراكز آموزش ابتدايي طي سال 1998 به نرخ123 درصدي در پايان برنامه اول
2. دستيابي به نرخ قبولي كودكان رده هاي سني 8-6 سال در مراكز آموزش ابتدايي از 5 / 78 درصد طي سال 1983 به 81 درصد طي سال 1998 و 84 درصد در پايان برنامه دوم
3. بهبود كارآيي داخلي و كاهش نرخ مردودي و افزايش نرخ قبولي دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي به نسبت 77 به 100
سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. اصلاح و تغيير ساختار نظام آموزش ملي مطابق با نيازهاي جامعه و توسعه ، ارتقا كيفيت و كارائي برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با رجوع به اسلام ، قرآن و سنت پيامبر (ص)در جهت گنجاندن ارزشهاي روحي و معنوي در برنامه هاي آموزشي
2. توجه به قوانين ،برقراري همكاريهاي گروهي ، تعهد به مشاركت در موضوعات سياسي اجتماعي ، توجه به موضوع سلامت رواني كودكان
3. برقراري هماهنگي ميان سياست هاي فرهنگي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي مورد پذيرش وزارت آموزش و پرورش با ساير سياستگذاران ملي
4. كاهش نرخ ترك تحصيل و ايجاد علاقه و انگيزه ادامه تحصيل درميان كودكان از طريق اولويت دادن به اجراي سياست غلبه برمشكلات و كمبودهاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با توجه به تفاوت هاي قومي و فرهنگي
5. اعمال سياستهاي انعطاف پذير در اجراي متدهاي متفاوت آموزشي و بهره گيري از نيروي انساني ، فضا ، ابزارها و امكانات آموزشي در جهت پاسخگويي به نيازمنديهاي محلي مطابق با نوع و سطح آموزش ، جنسيت ، ميزان علاقه مندي و استعداد دانش آموزان
6. اولويت دادن به آموزش معلمان و اجراي برنامه هايي در جهت ارتقاء موقعيت معلمان و تعيين موقعيت آنان در جامعه و اتخاذ سيستم آموزشي واحد به عنوان الگوي راهنما
7. تأكيد بر اهميت ارزيابي پيوسته و اصلاح روشها، سياستها و برنامه هاي آموزشي
8. جلوگيري از ارزيابي هاي انحصاري و مقطعي آموزشي به ويژه در ميان دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي
9. اولويت دادن به ارزيابي پيوسته نرخ مردودين و تجديديها ، بررسي دلايل و ارائه طرح هايي در جهت رفع مشكلات مذكور
10. ارائه برنامه هاي آموزش ابتدايي به كودكان سراسر كشور
11. اتخاذ و اجراي برنامه هاي مورد نياز جهت ثبت نام كليه كودكان و تمركز منابع و تسهيلات در جهت جبران كمبودهاي مناطق محروم
12. برقراري روابط همكاري با سازمانهاي ذيربط، بسيج كليه منابع و جلب توجه و مشاركت فعال دولت در جهت پرداختن به موضوعات فرهنگي ، حمايتي ، رفاهي و قانوني
13. تربيت كادر آموزش ابتدايي مناطق محروم و دور افتاده از طريق گسترش موسسات و دانشگا ه هاي تربيت معلم
مشكلات اصلي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين مشكلات مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. عدم كيفيت و انعطاف ناپذيري محتوي و متدهاي آموزشي و ناديده انگاشتن خلاقيت، نظم، مسئوليت پذيري و انجام فعاليت هاي گروهي
2. فقر اقتصادي و عدم تقبل هزينه هاي بالاي آموزشي دانش آموزان توسط والدين و تأثيرات سوء آن بر آموزش فرزندان
3. عدم تعهد والدين جهت گمارش كودكان رده هاي سني10-6 سال به مدارس ابتدايي به واسطه ضعف قوانين آموزشي كشور
4. عدم صراحت موضوعات آموزشي و عدم هماهنگي موضوعات مذكور با الگوهاي پيشرفت كشور در نتيجه فقدان هماهنگي ميان آموزش و بازاركار
5. ايجاد وقفه دركيفيت آموزش و روشها و تجهيزات داخلي به واسطه اعمال تغييرات سريع جهاني در زمينه توسعه علمي
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان مقطع ابتدايي در معرض نوسانات قرار داشته است. به نحوي كه اين ميزان طي سال 1990 از6 /110درصد به 3 /113درصد در سال 1992 افزايش و در سال 1998 تا 5/109درصد كاهش يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان پسر طي سال 1990 از4/116درصد به 7/117درصد ظي سال 1992 و 6/115درصد طي سال 1998 تنزل يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان بر مبناي جنسيت )طي سالهاي1998 -1990(
|
سال |
1990 |
1991 |
1992 |
1993 |
1994 |
1995 |
1996 |
1997 |
1998 |
|
مختلط |
6/110 |
1/111 |
3/113 |
113 |
1/112 |
9/108 |
157 |
9/106 |
2/107 |
|
پسر |
4/116 |
116 |
7/117 |
117 |
2/116 |
2/113 |
3/111 |
1/111 |
6/110 |
|
دختر |
4/104 |
5/106 |
7/108 |
8/108 |
7/107 |
5/104 |
5/102 |
6/102 |
8/103 |
منبع: اداره هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي
نرخ ثبت نام ناخالص GER دانش آموزان دختر نيز طي سالهاي 1990 تا سال 1993 دستخوش تغييرات زيادي بوده است بنحويكه از 4/104درصد به 8/108درصد رسيده و طي سال 1998 تا ميزان 3/102درصد كاهش يافته است.
دلايل افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) از نقسيم تعداد دانش آموزان ثبت نامي در آموزش ابتدايي بخش بر كل جمعيت رده سني 10-6 سال محاسبه مي گردد.
صورت كسر مذكور از جمع دو رقم اصلي و مشخص (تعداد وروديهاي جديد پايه اول و تعداد دانش آموزان رده هاي سني 6 تا 17 سال كه در پايه هاي آموزشي 2 تا 5 آموزش مي بينند)حاصل مي گردد. از سال 1990 ، با كاهش تعداد گرو ه هاي رده سني 10-6 سال كاهش ناچيزي درتعداد وروديهاي جديد پايه اول مشهود بوده است.واين در حاليست كه تا پيش از سال 1990 تعداد دانش آموزان پايه هاي5-2 تحصيلي به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است. گفتني است كه تفاوت ميان كاهش و افزايش فوق منجر به افزايش تعداد دانش آموزان طي سا ل هاي 93-1990 در مقايسه با سا ل هاي پيش و همچنين منجر به افزايش صورت كسر گرديده است.اما مخرج كسر كه جمعيت گرو ه هاي رده سني 10-6 سال را شامل مي گردد در مقايسه با سالهاي پيش دستخوش كاهش شده كه به خودي خود به افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER) كه از تقسيم تعداد دانش آموزان پايه اول بر كل جمعيت گروه سني 10- 6 سال بدست مي آيد، منجر مي گردد.
دلايل كاهش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) از سال 1993 با كاهش روبرو بوده است. ميزان كاهش رشد جمعيت دانش آموزان و در نتيجه كاهش وروديهاي مقطع آموزش ابتدايي و اعمال تغييرات عمده در قوانين و روند برگزاري امتحانات به منظور سهولت در ارتقاء تحصيلي دانش آموزان پايه ابتدايي از جمله مهمترين دلايل سير نزولي نرخ ثبت نام دانش آموزان به شمار ميرود.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) دختر و پسر از سال 1990 تا 1993 افزايش كرده و از سال 1993 با كاهش روبرو بوده است.طي مقايسات انجام گرفته ميان نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر و دختر (GER) مشخص گرديد كه نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر از دختران بالاتر بوده است كه از جمله مهمترين دلايل آن مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- وجود فرهنگهاي رايج مختلف بويژه درمناطق روستايي درخصوص تحصيلات دختران
2- همكاري و مشاركت دختران در امورخانه داري و بچه داري
3- كمبود معلمين در مناطق روستايي و دور افتاده
4- برپايي كلاس هاي مختلط آموزشي در روستاها و مناطق دور افتاده
5- مشاركت دختران در فعاليت هاي توليدي خانواده نظير قاليبافي، صنايع دستي و ...
|
|
طبق اطلاعات جدول فوق بالاترين نرخ در استانهاي كرمان، لرستان ،چهارمحال و بختياري، اردبيل، گيلان، هرمزگان و مركزي و پايين ترين نرخ در استانهاي سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربي، يزد ، خراسان و كردستان به چشم مي خورد.طبق جدول فوق پايين ترين نرخ GER به استان سيستان و بلوچستان تعلق دارد.
از جمله مهمترين دلايل نرخ بالاي GERدر چندين استان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. مختلط بودن مراكز آموزشي استاني
2. اجرا وكاربرد متدهاي تكراري درمراكز آموزشي استاني
3. تأخير در ثت نام و ثبت نام مجدد جمعيت گروه سني10-6 سال
4. كاهش جمعيت كودكان رده هاي سني10-6 سال
از جمله مهمترين دلايل نرخ پايين GERدر چندين استان كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. تعداد كم معلمين زن در برخي نواحي كشور، بويژه مناطق روستايي
2. تشكيل كلاس هاي آموزشي مختلط در برخي نواحي كشور
3. ايجاد و رونق حرفه هاي كاذب
4. مشكلات فرزندان در فعاليت هاي توليدي
5. برخلاف تلاشهاي زيادي كه جهت افزايش GER در اين استانها شده است، اعداد و ارقام در مقايسه با ديگر استانها پايين است.
6. اتخاذ روشهاي تكراري، ثبت نام بموقع وروديهاي جديد و تعداد كم دانش آموزان رده هاي سني 6 تا 10 سال
كليه عوامل فوق سبب گرديده تا تعداد دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي در مقايسه با جمعيت كلي گروه هاي سني 10-6 سال از كاهش چشمگيري برخوردار باشد.
(نرخ ثبت نام خالص NER)
طي دهه 99-1990 نرخ ثبت نام خالص NER))از افزايش برخوردار بوده است. به نحوي كه طي سال 1990 از 2 /92درصد به 97درصد طي سال 1998 افزايش يافت.در همان اثناء نرخ ثبت نام خالص دانش آموزان دختر (NER) نيز نشانگر تغييرات مشابهي بوده و از افزايش4/88درصد به 3/95درصدي بر خوردار بود.روند مشابهي نيز در خصوص دانش آموزان پسر مشهود مي باشد به نحويكه طي سال 1990 از افزايش 9/95 درصد به 5 /98 درصدي طي سال 1998 بر خوردار بوده است.
نرخ خالص ثبت نام درمقطع آموزش ابتدايي بر مبناي جنسيت(طي سالهاي98-90)
|
سال |
1990 |
1991 |
1992 |
1993 |
1994 |
1995 |
1996 |
1997 |
1998 |
|
مختلط |
2/92 |
6/94 |
2/97 |
2/99 |
2/99 |
3/97 |
2/96 |
7/96 |
97 |
|
پسر |
9/95 |
5/95 |
6/99 |
100 |
100 |
7/99 |
6/98 |
99 |
5/98 |
|
دختر |
4/88 |
6/91 |
6/94 |
97 |
9/96 |
8/94 |
7/93 |
3/94 |
3/95 |
منبع: اداره آموزش هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي

