تبليغاتX
آموزش پیش دبستانی و ابتدایی - s
 

آموزش پیش دبستانی و ابتدایی

سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان





اين متن آقاي مهدي واحديان اردكاني که در روزنامه اطلاعات چاپ شده است.

ضمن تشكر از ايشان اين مقاله را در وبلاگ قرار دادیم.

ويژگي هاي نگرشي و عاطفي كودكان ديرآموز
نگرش كودكان ديرآموز به مدرسه و تحصيل معمولاً منفي است. تعداد غيبتهاي آنان بيشتر است و در بسياري از موارد از سوي معلم و همكلاسان خود طرد مي شوند.

اين نگرش منفي نسبت به كودكان ديرآموز در كلاسهاي سوم تا پنجم بيشتر است شايد به اين دليل كه آنها مشكلات سازگاري بيشتري دارند. گاهي اين دانش آموزان تعارضهاي اجتماعي خود را به شكل پرخاشگري نشان مي دهند چرا كه در هنگام مواجهه با بحرانهاي بين فردي و شخصي، سازوكارهاي ناكارآمدي براي مقابله در پيش مي گيرند.

ديرآموزان انگيزه تحصيلي بالايي ندارند و همين امر موجب درماندگي و نا اميدي و پايين آمدن عزت نفس آنها در مدرسه است.

تجربه شكست مكرر در كلاس، فقدان هدف براي آينده، نگرش منفي همكلاسان و روشهاي نادرست آموزش، رشد انگيزه تحصيلي اين كودكان را به شدت كاهش مي دهد. اين كودكان از مشكلات رفتاري خود آگاه نيستند و نمي توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز كنند.
ويژگي هاي خانوادگي كودكان ديرآموز
وضعيت خانوادگي كودكان ديرآموز فرق چنداني با خانواده هاي كودكان ديگر ندارد . اما اين احنمال وجود دارد كه اين خانواده ها متعلق به طبقه اجتماعي و اقتصادي پايين تري باشند. مسائل مربوط به اعتياد و شيوع بدرفتاري با كودك همانند خانواده هاي ديگر است.
تعداد فرزندان و محيط فرهنگي فرق چنداني با خانواده هاي ديگر ندارد. كودكان ديرآموز و خانواده هاي آنان بيشتر از سايرين درگير مشكلات جسمي خاص نيستند.علي رغم مشابهتهاي فوق ، به نظر مي رسد كه تفاوتهايي هم وجود داشته باشند.
والدين كودكان ديرآموز در ارتباط با نگرش نسبت به فعاليتهاي شناختي با والدين ديگر تفاوت دارند: اين والدين فهاليتهاي هوشي و شناختي قبل از ورود به مدرسه را براي كودكان خود مهم تلقي نمي كنند. آنها به نتايج و نمرات فرزندان خود در مدرسه علاقه دارند اما شيوه كمك آنها به كودكانشان واقعاً كارآمد نيست.


طعنه زدن، سرزنش كردن، تنبيه و مقايسه بين اين كودك با ساير كودكان در اين خانواده ها به فراواني ديده مي شود. اين والدين سطح هوش كودكان خود را بيشتر از آنچه كه هست برآورد مي كنند و مشكلات رفتاري و سازشي آنها را نمي پذيرند يا درك نمي كنند. آنها حاضر به پذيرفتن اين واقعيت نيستند كه كودك آنها ديرآموز است و تلاش مي كنند كه بر مشكلات فرزند خود سرپوش بگذارند.

چه بايد كرد؟
مسلم است كه كار با دانش آموزان ديرآموز بايد به دور از نگرش منفي و تعصب صورت بگيرد. بايد اين نگرش در جامعه آموزشي و خانواده ايجاد شود كه ديرآموزان متعلق به جامعه عادي هستند و استثنايي تلقي نمي شوند.

به عبارت ديگر، اگر يك كودك ديرآموز در نظام آموزشي تعليم درست نبيند و سرانجام با برچسب استثنايي وارد مراكز ويژه شود نشان دهنده ناكارآمد بودن روش آموزشي است.

والدين بايد نقش خود را به عنوان معلمان طولاني مدت كودك بپذيرند و پذيرفتن اين نقش مستلزم آن است كه بين خانه و مدرسه همكاري و ارتباط بيشتر و فعالتري ايجاد شود.


بنابراين معلمان اين دانش آموزان بايد آموزش مناسب و دوره هاي مربوط را بگذرانند و داراي شناخت كافي از كودكان و نحوه ارتباط با خانواده هاي آنان باشند. از سوي ديگر به نظر مي رسد كه در آموزش و پرورش شناخت كافي از كودكان ديرآموز وجود ندارد و پي گيريهاي لازم در مورد ديرآموزان صورت نمي گيرد.


در حال حاضر بهترين كمك به اين كودكان آن است كه:

خانواده ها به طور موثر با معلم همكاري كرده و معلم از اين همكاري استقبال كند.

اين كودكان در كلاسهايي قرار بگيرند كه داراي دانش آموزان كمتري باشد.

معلم بيشتر به آموزش انفرادي بپردازد و به تدريج كودك را درگير فعاليتهاي گروهي و تدريس جمعي نمايد.



پيشرفت اين كودكان به صورت هفتگي ثبت شود و در صورت نياز از وجود يك مشاور كمك گرفته شود.



فعاليتهاي يادگيري به صورت گام به گام و از ساده به مشكل و با حجم كمتري انجام شود



تدريس با تكرار بيشتري همراه باشد و از بيان لفظي خود دانش آموز استفاده شود.



در مورد پاسخهاي درست و نادرست بازخورد فوري و همراه با توجه، تحسين، تشويق و البته در صورت لزوم از تنبيه خفيف استفاده شود.


به كودكان كمك شود كه هرچه زودتر به مرحله عمليات عيني برسند.



بر روي پيشرفت توجه و رشد مهارتهاي كلامي كودكان كار شود.



مهارت آموزي مورد توجه قرار بگيرد. از آنجايي كه تقريباً 13% دانش آموزان مدارس عادي ديرآموز هستند، رسيدن به اهداف فوق نيازمند آن است كه يك دوره آموزشي براي معلمان دوره ابتدايي در نظر گرفته شود و يك كميته تخصصي بر عملكرد مدارس نظارت داشته باشد.



اگر كودكان ديرآموز در همان كلاسهاس اول و دوم آموزش مناسب ببينند و درگير فعاليتهايي شوند كه به طور نظامدار جذب سيستم ادراكي آنها شود و مهارت كلامي آنها را رشد دهد، هم نمرات كلاسي و هم رشد هوشي آنها پيشرفت مي كند و به حد دانش آموزان عادي مي رسد .

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387;ساعت 11:25 قبل از ظهر;  توسط ;